رویترز گزارش می دهد که یافته های "ویرایش شده" IARC روایتی غلط است

چاپ پست الکترونیک (ایمیل) اشتراک گذاری توییتر

به روز رسانی: اسناد جدید مونسانتو ارتباط دنج با خبرنگار رویترز را آشکار می کند، ردیاب آزمایشی خلاصه (25 آوریل 2019)
IARC ادعاهای دروغ را در مقاله رویترز رد می کند ، بیانیه آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (24 اکتبر 2017)

تاریخ اصلی ارسال: 20 اکتبر 2017

ادامه دادنش سابقه گزارش مغرضانه صنعت در مورد آژانس بین المللی تحقیقات در مورد سرطان (IARC) ، خبرنگار رویترز کیت کلاند با حمله به آژانس سرطان با 19 اکتبر 2017 داستان ادعا می کند دانشمندان پیش از صدور ارزیابی نهایی خود ، پیش نویس سندی را ویرایش کرده اند که گلیفوسات را به عنوان طبقه بندی می کند احتمالا سرطان زا انسانی. شورای شیمی آمریکایی ، گروه تجارت صنایع شیمیایی ، بلافاصله الف اطلاعیه مطبوعاتی با ستایش از داستان كلاند ، ادعا می شود كه این "نتیجه گیری IARC در مورد گلیفوزیت را تضعیف می كند" و از سیاست گذاران می خواهد "نسبت به دستکاری عامدانه داده ها علیه IARC اقدام كنند."

داستان کلند به نقل از یک مدیر مونسانتو ادعا کرد که "اعضای IARC داده های علمی را دستکاری و تحریف می کنند" اما نتوانست مقدار قابل توجهی از شواهد را که به دست آمده ذکر کند اسناد خود مونسانتو از طریق کشف حکم دادگاه که نشانگر راههای مختلفی است که شرکت برای دستکاری و تحریف داده ها در مورد گلیفوزات طی دهه ها کار کرده است.

این داستان همچنین نتوانست اشاره کند که بیشتر تحقیقات با تخفیف IARC مربوط به کارهای مونسانتو بود که داده های خام کافی برای مطابقت با استانداردهای IARC را نداشت. و اگرچه كلاند به یك مطالعه موش و یك مطالعه موش اشاره كرده است كه در آن IARC نتوانسته است با محققان اصلی موافقت كند ، اما وی نتوانسته است فكر كند كه این مطالعات از طریق مونسانتو تأمین مالی شده است. وی همچنین نتوانست اطلاعات مهمی را که در مطالعه موش حتی در سال 1983 شاخه سم شناسی EPA ذکر شده ذکر کند با محققان مونسانتو موافقت نکرد طبق اسناد EPA ، زیرا شواهد سرطان زایی بسیار قوی بود. آنها در یادداشت های متعددی گفتند که استدلال مونسانتو غیرقابل قبول و مشکوک است ، و آنها گلیفوزیت را بعنوان ماده سرطان زای احتمالی تشخیص دادند.

کلاند با کنار گذاشتن این حقایق مهم و چرخاندن دیگران تقریباً از داخل ، مقاله دیگری را تألیف کرده است که کاملاً به مونسانتو خدمت می کند ، اما مردم و سیاستگذاران را که برای کسب اطلاعات دقیق به رسانه های خبری معتمد اعتماد می کنند ، گمراه کرده است. تنها نکته دلگرم کننده ای که از داستان کلند گرفته می شود این است که وی این بار اعتراف کرد مونسانتو اطلاعات را در اختیار وی قرار داده است.

داستان ها و اسناد مرتبط:

رویترز در برابر آژانس سرطان سازمان ملل: آیا روابط شرکتی بر پوشش علمی تأثیر می گذارد؟

توسط استیسی مالکان

از وقتی آنها طبقه بندی علف کش پرکاربرد جهان به عنوان "احتمالاً سرطان زا برای انسان" ، تیمی از دانشمندان بین المللی در گروه تحقیقاتی سرطان سازمان بهداشت جهانی تحت پژمردن حمله توسط صنعت کشاورزی و جانشینان آن

در یک صفحه اول سلسله روزنامه فرانسوی با عنوان "مقالات مونسانتو" لوموند (6/1/17) این حملات را "جنگ غول آفت کشها علیه علم" توصیف کرد و گزارش داد ، "برای نجات گلیفوزیت ، شرکت [مونسانتو] متعهد شد که به سازمان ملل متحد علیه سرطان صدمه بزند."

کللند با داشتن دو اسکوپ تغذیه شده از صنعت و یک گزارش ویژه ، که توسط گزارش منظم ضرب و شتم خود تقویت می شود ، هدف گزارشگرهای مهمی را در آژانس بین المللی تحقیقات سرطان WHO (IARC) قرار داده است ، این گروه و دانشمندان خود را به عنوان دور از دسترس و اتهامات غیراخلاقی و تسطیح دهنده در مورد تضاد منافع و اطلاعات سرکوب شده در تصمیم گیری آنها. یکی از سلاح های مهم در زرادخانه صنعت گزارش از کیت کلند، یک جانباز رویترز خبرنگار مستقر در لندن.

گروه کاری دانشمندان IARC تحقیق جدیدی انجام ندادند ، اما سالها تحقیق منتشر شده و بررسی شده را بررسی کردند قبل از اینکه نتیجه بگیرند که شواهد محدودی از سرطان در انسان از قرار گرفتن در معرض گلیفوزات در جهان و شواهد "کافی" سرطان در مطالعات انجام شده بر روی حیوانات IARC همچنین نتیجه گرفت که شواهد زیادی از سمیت ژنی فقط برای گلایفوزیت و همچنین گلای فوزات مورد استفاده در فرمولاسیون مانند علف کش با نام تجاری Monsanto's Roundup وجود دارد ، که با عرضه مونسانتو استفاده از آن به طرز چشمگیری افزایش یافته است. سویه های محصول اصلاح شده ژنتیکی "آماده باش".

اما كلند در نوشتن در مورد تصمیم IARC ، بسیاری از تحقیقات منتشر شده را كه پشتوانه طبقه بندی است نادیده گرفته است و در مورد كاهش تحلیل آنها ، به نكات گفتاری در صنعت و انتقادات از دانشمندان پرداخته است. گزارش وی متکی بر منابع طرفدار صنعت بوده است ، در حالی که نتوانسته است ارتباطات صنعت خود را فاش کند. حاوی خطاهایی بود که رویترز از تصحیح امتناع ورزیده است. و اطلاعاتی را که گیلاس انتخاب کرده است خارج از متن از اسنادی که در اختیار خوانندگانش قرار نداده ارائه کرده است.

طرح س questionsالات بیشتر در مورد عینیت وی به عنوان خبرنگار علوم ، ارتباطات كلاند با كلاند است مرکز رسانه های علمی (SMC) ، یک آژانس روابط عمومی غیرانتفاعی غیرانتفاعی در انگلیس است که دانشمندان را با خبرنگاران مرتبط می کند و فعالیت خود را آغاز می کند بزرگترین بلوک بودجه از گروه های صنعتی و شرکت ها ، از جمله منافع صنایع شیمیایی.

SMC ، که "آژانس روابط عمومی علم، "تا حدی به عنوان تلاش برای زیر پا گذاشتن اخبار رانده شده توسط گروه هایی مانند Greenpeace و دوستان زمین ، با توجه به گزارش تأسیس. طبق این گزارش ، SMC به تخفیف خطرات بهداشتی و زیست محیطی برخی محصولات و فن آوری های بحث برانگیز متهم شده است محققان متعدد که گروه را مطالعه کرده اند.

تعصب كلاند به نفع این گروه مشهود است ، زیرا او در SMC ظاهر می شود ویدیو تبلیغاتی و SMC گزارش تبلیغاتی، به طور منظم شرکت می کند جلسات توجیهی SMC، صحبت می کند در کارگاه های SMC و شرکت کرد جلسات در هند برای بحث در مورد ایجاد دفتر SMC در آنجا

نه کللند و نه سردبیرانش در رویترز به س questionsالات مربوط به رابطه او با SMC یا انتقادات خاص در مورد گزارش وی پاسخ خواهد داد.

فیونا فاکس ، مدیر SMC ، گفت که گروه او با کلاند در داستانهای IARC وی کار نکرده و یا منابع فراتر از آنچه در بیانیه های مطبوعاتی SMC ذکر شده است ، ارائه نمی دهد. با این حال روشن است که گزارش کلاند در مورد گلیفوزیت و IARC نمایانگر نظرات متخصصان SMC و گروه های صنعتی در مورد این موضوعات است.

رویترز دانشمند سرطان را پذیرفت

در ماه ژوئن 14، 2017 رویترز منتشر گزارش ویژه توسط كلاند آرون بلر ، اپیدمیولوژیست از انستیتوی ملی سرطان ایالات متحده و رئیس هیئت مدیره IARC در مورد گلیفوزات را متهم كرد كه داده های مهم ارزیابی سرطان خود را حفظ كرده است.

داستان كلاند تا آنجا پیش رفت كه نشان می داد اطلاعاتی كه گفته می شود ممنوع شده است می تواند نتیجه IARC را تغییر دهد كه گلیفوسیت احتمالاً سرطان زاست. با این حال داده های مورد بحث فقط زیرمجموعه کوچکی از داده های اپیدمیولوژی بود که از طریق یک پروژه بلند مدت معروف به مطالعه سلامت کشاورزی (AHS) تجزیه و تحلیل داده های چندین ساله در مورد گلیفوزیت از AHS قبلاً منتشر شده بود و توسط IARC مورد بررسی قرار گرفت ، اما تجزیه و تحلیل جدیدتری از داده های ناتمام و منتشر نشده در نظر گرفته نشد ، زیرا قوانین IARC تنها به داده های منتشر شده اعتماد می کند.

تز كلاند مبنی بر اینكه بلر از داده های مهم خودداری می كرد ، با اسناد اصلی كه وی داستان خود را بر اساس آن تكیه می كرد ، مغایرت دارد ، اما وی پیوند هیچ كدام از این اسناد را در اختیار خوانندگان قرار نمی دهد ، بنابراین خوانندگان نمی توانند صحت ادعاها را خود بررسی كنند. ادعاهای بمب گذاری وی سپس به طور گسترده ای پخش شد و توسط خبرنگاران در سایر رسانه ها (از جمله) تکرار شد مادر جونز) و بلافاصله به عنوان یک مستقر شد ابزار لابی توسط صنعت کشاورزی

پس از به دست آوردن اسناد منبع واقعی ، کری گیلام ، سابق رویترز خبرنگار و اکنون مدیر تحقیقات حق شناختن ایالات متحده (گروه غیر انتفاعی که در آن من نیز کار می کنم) ، گذاشته خطاها و حذفیات متعدد در قطعه کلند.

این تجزیه و تحلیل نمونه هایی از ادعاهای اصلی مقاله کللند را شامل می شود ، از جمله بیانیه ای که ظاهراً توسط بلر گفته شده است و توسط 300 صفحه پشتیبانی نمی شود. رسوب بلر توسط وکلای مونسانتو یا توسط سایر اسناد منبع انجام شده است.

کلانند با ارائه انتخابی رسوب بلر ، نادیده گرفته آنچه با نظریه وی مغایرت دارد - به عنوان مثال ، بسیاری از اظهارات بلر در تحقیقات نشان می دهد که ارتباط گلیفوزات با سرطان ، همانطور که گیلام در مقاله هافینگتون پست مقاله (6/18/17).

كلاند به طور نادرست رسوب بلر و مطالب مربوط به آن را "اسناد دادگاه" توصیف كرد ، كه حاكی از آن است كه در دسترس عموم است. در حقیقت ، آنها در دادگاه ثبت نشده اند و احتمالاً از وکلای مونسانتو یا جانشینان بدست آمده اند. (اسناد و مدارک فقط در اختیار وکلای درگیر در این پرونده بود و وکلای شاکی گفته اند که آنها آنها را در اختیار کلند قرار نداده اند.)

رویترز از تصحیح اشتباهات موجود در قطعه ، از جمله ادعای نادرست در مورد منشأ اسناد منبع و توصیف نادرست منبع اصلی ، آمارشناس باب تارون ، به عنوان "مستقل از مونسانتو" خودداری کرده است. در واقع ، تارونه داشت پرداخت مشاوره دریافت کرد از مونسانتو بخاطر تلاشهایش برای بی اعتبار کردن IARC.

در پاسخ به درخواست USRTK برای تصحیح یا پس گرفتن مقاله کلند ، رویترز مایک ویلیامز ، سردبیر شرکت های جهانی ، در ایمیل 23 ژوئن نوشت:

ما مقاله و گزارشی را که مبتنی بر آن بود بررسی کردیم. این گزارش شامل ودیعه ای بود که شما به آن مراجعه می کنید ، اما محدود به آن نبود. خبرنگار ، کیت کلند ، همچنین با تمام افرادی که در داستان ذکر شده و بسیاری افراد دیگر در تماس بوده و اسناد دیگر را مطالعه کرده است. با توجه به این بررسی ، مقاله را نادرست یا ضمانت پس گرفتن را در نظر نمی گیریم.

ویلیامز از پرداختن به استناد دروغین "اسناد دادگاه" یا توصیف نادرست تارونه به عنوان یک منبع مستقل خودداری کرد.

از آن زمان ، ابزار لابی رویترز تحویل مونسانتو پاهای خود را رشد داده و وحشی فرار کرده است. 24 ژوئن سرمقاله توسط اعزام پست لوئیس خطاهای اضافه شده در بالای گزارشات گمراه کننده در اواسط ماه ژوئیه ، وبلاگهای جناح راست از این وبلاگها استفاده می کردند رویترز داستانی که IARC را به آن متهم می کند کلاهبرداران مالیات دهندگان ایالات متحده، سایت های خبری طرفدار صنعت پیش بینی می کردند که این داستان "میخ آخر در تابوت"ادعاهای سرطان در مورد گلیفوزیت ، و گروه اخبار علمی جعلی در حال تبلیغ داستان كلاند بود فیس بوک با عنوان تقلبی ادعا می کند که IARC دانشمندان به پنهان کاری اعتراف کرده بودند.

حمله بیکن

این اولین بار نبود که کلاند در مقاله ای به IARC حمله می کرد ، به باب تارونه به عنوان یک منبع اصلی اعتماد می کرد و موفق به افشای ارتباطات صنعت خود نمی شد.

2016 آوریل تحقیق ویژه توسط کللند ، "چه کسی می گوید بیکن بد است؟" IARC را آژانس گیج کننده ای معرفی کرد که برای علم مضر است. این قطعه بیشتر به نقل از تارونه ، دو منبع دیگر طرفدار صنعت که ارتباطات صنعت آنها نیز فاش نشده و یک ناظر ناشناس ساخته شده است.

به گفته منتقدان ، روشهای IARC "به خوبی درک نشده است" ، "به خوبی برای عموم مردم خدمت نمی کنند" ، گاهی اوقات فاقد سختگیری علمی هستند ، "برای علم خوب نیستند" ، "برای سازمانهای نظارتی خوب نیستند" و برای مردم "ضرر" ندارند.

تارونه گفت ، این آژانس "ساده لوحانه است ، اگر غیر علمی نباشد" - اتهامی که در یک عنوان با حروف بزرگ تأکید شده است.

تارونه برای صنعت طرفدار کار می کند موسسه بین المللی اپیدمیولوژی، و یک بار با یک درگیر شد بحث برانگیز مطالعه تلفن همراهکه بخشی از آن توسط صنعت تلفن همراه تأمین می شود ، بر خلاف آن ، هیچ ارتباط سرطانی با تلفن های همراه وجود ندارد مطالعات بودجه مستقل از همان موضوع

دیگر منتقدان داستان بیل کللند ، پائولو بوفتا ، دانشمند جنجالی سابق IARC بود که مقاله ای در مورد دفاع از آزبست نوشت و در عین حال دریافت پول برای دفاع صنعت آزبست در دادگاه ؛ و جفری کابات ، که یک بار مشارکت کرد با یک دانشمند بودجه صنعت دخانیات برای نوشتن یک کاغذ دفاع از دود سیگار

کبات همچنین در هیئت مشاوره شورای علوم و بهداشت آمریکا (ACSH) فعالیت می کند ، الف گروه اصلی شرکت. روز رویترز داستان محبوب ، ACSH یک مورد وبلاگ ارسال کرد (4/16/17) مباهات می کند که کلند از مشاور خود کابات به عنوان منبع بی اعتبار کردن IARC استفاده کرده است.

[مشاهده پست مرتبط مارس 2019: روابط جفری کابات با گروه های صنایع دخانیات و شیمیایی

ارتباطات صنعت منابع وی و سابقه موضع گیری آنها در تضاد با جریان اصلی علوم ، مهم به نظر می رسد ، به ویژه از آنجا که نمایشگاه بیکن IARC با کلاند جفت شد مقاله در مورد گلیفوزیت کریس پورتیر ، مشاور IARC را به دلیل وابستگی به یک گروه محیط زیست به تعصب متهم کرد.

چارچوب تعارض منافع باعث بی اعتبار کردن نامه ای می شود که توسط Portier و سازمان یافته است امضا شده توسط 94 دانشمند، که "نقص جدی" را در ارزیابی خطر اتحادیه اروپا توصیف کرد که گلیفوزات را از خطر سرطان تبرئه کرد.

حمله Portier و موضوع خوب علم / علم بد ، طنین انداز شد صنایع شیمیایی کانال های روابط عمومی در همان روز مقاله های كلند ظاهر شد.

IARC به عقب رانده می شود

در اکتبر 2016 ، در دیگری اسکوپ اختصاصی، كلاند IARC را به عنوان یك سازمان مخفی نشان داد كه از دانشمندان خود خواسته بود اسناد مربوط به بررسی گلیفوزات را دریغ كنند. این مقاله بر اساس مکاتبه ای بود که توسط آ گروه حقوقی طرفدار صنعت.

در پاسخ ، IARC گام غیرمعمولی را برای ارسال سوالات کللند و سوالات قدم برداشت جواب هایی که برایش فرستاده بودند، که زمینه خارج شده از رویترز داستان.

IARC توضیح داد که وکلای مونسانتو از دانشمندان خواستند که اسناد پیش نویس و مشورتی را تحویل دهند و با توجه به پرونده های قضایی علیه مونسانتو ، "دانشمندان از انتشار این مواد احساس ناراحتی می کنند و برخی احساس می کنند که آنها را مرعوب می کنند." آژانس گفت که آنها در گذشته برای انتشار پیش نویس اسناد برای حمایت از اقدامات حقوقی مربوط به آزبست و تنباکو با فشار مشابهی روبرو بوده اند و تلاش شده است اسناد مشورتی IARC در دعاوی PCB جلب شود.

در این داستان به این نمونه ها اشاره نشده بود ، یا نگرانی ها در مورد پیش نویس اسناد علمی بود که به پرونده های قضایی ختم می شد ، اما این مقاله با انتقادات از IARC سنگین بود ، و آن را گروهی "در تضاد با دانشمندان در سراسر جهان" توصیف کرد ، که "باعث شده است جنجال "با ارزیابی سرطان که" می تواند باعث ترسهای غیر ضروری در سلامتی شود. "

به گفته یکی از مدیران مونسانتو که در داستان نقل شده ، IARC "دستورکارهای مخفی" دارد و اقدامات آن "مضحک" است.

IARC نوشت در پاسخ (تأکید در اصل):

مقاله توسط رویترز از الگویی از گزارشهای سازگار اما گمراه کننده در مورد برنامه IARC Monographs در برخی از بخشهای رسانه شروع می کند که پس از طبقه بندی گلیفوزیت به عنوان احتمالاً برای انسان سرطان زا است.

IARC نیز عقب رانده گزارش كلاند در مورد بلر ، با اشاره به تضاد منافع با منبع خود تارونه و توضیح اینكه برنامه ارزیابی سرطان IARC داده های منتشر نشده را در نظر نمی گیرد ، و "ارزیابی های خود را بر اساس نظرات ارائه شده در گزارش های رسانه ای نمی گذارد" ، اما "مجمع و بررسی سیستماتیک" از همه مطالعات علمی در دسترس عموم و مرتبط ، توسط متخصصان مستقل ، فارغ از منافع شخصی. "

روایت آژانس روابط عمومی

مرکز رسانه های علمی - که Kelland گفته است گزارشگری وی را تحت تأثیر قرار داده است - منافع منفی دارد و همچنین به دلیل فشار دادن دیدگاه های علمی طرفدار صنعت مورد انتقاد قرار گرفته است. سرمایه گذاران فعلی و گذشته شامل مونسانتو ، بایر ، دوپونت ، کوکاکولا و گروه های صنایع غذایی و صنایع شیمیایی و همچنین آژانس های دولتی ، بنیادها و دانشگاه ها می باشد.

با همه حساب ها ، SMC در شکل دهی چگونگی پوشش خبری رسانه ها از داستان های علمی خاص و اغلب تأثیرگذار است واکنش کارشناسانه نقل قول در داستان های رسانه ای و پوشش رانندگی با آن جلسات مطبوعاتی.

همانطور که کلاند در SMC توضیح داد ویدیو تبلیغاتی، "با پایان یک جلسه توجیهی ، شما می فهمید که داستان چیست و چرا مهم است."

این نکته تلاش SMC است: این که به خبرنگاران نشان دهید آیا داستان ها یا مطالعات شایسته توجه هستند و چطور باید چارچوب بندی شود.

گاهی اوقات ، متخصصان SMC خطر را نادیده می گیرند و در مورد محصولات یا فن آوری های بحث برانگیز به مردم اطمینان می دهند. به عنوان مثال ، محققان از تلاش های رسانه ای SMC در مورد انتقاد کرده اند fracking, ایمنی تلفن همراه, سندرم خستگی مزمن و غذاهای مهندسی شده ژنتیکی.

مبارزات SMC گاهی اوقات به تلاش های لابی منجر می شود. یک سال 2013 طبیعت مقاله (7/10/13) توضیح داد که چگونه SMC روند رسانه ای جنین های ترکیبی حیوانات / انسان را دور از نگرانی های اخلاقی و اهمیت آنها به عنوان یک ابزار تحقیق چرخاند - و بنابراین مقررات دولتی را متوقف کرد.

اندی ویلیامز از دانشگاه کاردیف ، محقق رسانه ای استخدام شده توسط SMC برای تجزیه و تحلیل اثربخشی این کمپین ، با نگرانی از این که مدل SMC را مشکل ساز دید ، خفه شدن بحث. ویلیامز جلسات توجیهی SMC به عنوان وقایع کاملاً مدیریت شده ، روایت های متقاعد کننده را تحت فشار قرار می دهد.

درباره موضوع خطر سرطان گلیفوزات ، SMC در بیانیه های مطبوعاتی خود روایت روشنی را ارائه می دهد.

طبقه بندی سرطان IARC ، طبق کارشناسان SMC، "شامل داده های مهم نبود" ، بر اساس "یک بررسی نسبتاً انتخابی" و براساس شواهدی بود که "کمی نازک به نظر می رسد" و "به طور کلی از چنین طبقه بندی سطح بالایی پشتیبانی نمی کند." مونسانتو و دیگر صنعت گروه نقل قول ها را تبلیغ کرد.

کارشناسان SMC دیدگاه مطلوبتری نسبت به ارزیابی ریسک انجام شده توسط سازمان ایمنی مواد غذایی اروپا داشتند (EFSA) و آژانس مواد شیمیایی اروپا (ها Echa) ، که گلیفوسات را از نگرانی های مربوط به سرطان انسان پاک می کند.

نتیجه گیری EFSA "علمی تر ، عملی تر و متعادل تر" از IARC ، و بود گزارش ECHA عینی ، مستقل ، جامع و "دارای توجیه علمی" بود.

گزارش کلاند در رویترز این مضامین طرفدار صنعت را تکرار می کند ، و گاهی اوقات از همان متخصصان استفاده می شود ، مانند داستان نوامبر 2015 در مورد اینکه چرا آژانس های مستقر در اروپا در مورد خطر سرطان گلیفوزات توصیه های متناقضی ارائه می دهند. داستان او به نقل از دو متخصص به طور مستقیم از یک انتشار SMC، سپس نظرات آنها را خلاصه کرد:

به عبارت دیگر ، IARC وظیفه دارد تا مواردی را که ممکن است در شرایط خاص ، هر چند نادر باشد ، ایجاد کند و در افراد ایجاد کند. از طرف دیگر ، EFSA نگران خطرات واقعی زندگی است و اینکه آیا در مورد گلیفوزات ، شواهدی وجود دارد که نشان دهد در صورت استفاده در شرایط عادی ، آفت کش ها خطری غیر قابل قبول برای سلامتی انسان یا محیط زیست دارند.

کللند شامل دو واکنش کوتاه از طرف محیط بانان شد: Greenpeace ، بررسی EFSA را "سفیدکاری" خواند و جنیفر ساس از شورای دفاع منابع طبیعی گفت که بررسی IARC "یک فرآیند بسیار قوی تر ، قابل دفاع علمی و عمومی است که شامل یک کمیته بین المللی از متخصصان غیر صنعت است. " (آن بیانیه NRDC در مورد glyphosate اینطور بیان کرد: "IARC آن را درست درک کرد ، EFSA آن را از مونسانتو دریافت کرد.")

داستان كلاند اظهارات گروه محیط زیست را با "منتقدان IARC… گفت: رویكرد شناسایی خطر آن برای مصرف كنندگانی كه تلاش می كنند توصیه های آن را در زندگی واقعی بكار بگیرند" بی معنی می شود ، و با نقل قول های دانشمندی كه "علاقه خود را به عنوان داشتن به عنوان مشاور مونسانتو عمل کرد. "

وقتی از فاکس در مورد انتقادات سوگیری طرفدار صنعت نسبت به SMC س askedال شد ، فاکس پاسخ داد:

ما با دقت به هر گونه انتقاد از جامعه علمی یا روزنامه نگاران خبری که برای رسانه های انگلستان کار می کنند گوش می دهیم ، اما انتقاداتی راجع به جانبداری طرفدار صنعت از طرف این سهامداران دریافت نمی کنیم. ما اتهام سوگیری طرفدار صنعت را رد می کنیم و کار ما نشان دهنده شواهد و دیدگاه های 3,000 محقق برجسته علمی در پایگاه داده ما است. به عنوان یک دفتر مطبوعاتی مستقل که بر برخی از بحث برانگیزترین داستانهای علمی متمرکز است ، ما کاملا انتقاد از گروههای خارج از علوم اصلی را داریم.

درگیری های کارشناسی

کارشناسان علمی همیشه تعارضات منافع خود را در انتشار اخبار منتشر شده توسط SMC ، و یا در نقش برجسته خود به عنوان تصمیم گیرنده در مورد خطر سرطان مواد شیمیایی مانند گلیفوزات ، فاش نمی کنند.

متخصص مکرر SMC ، آلن بوبیس ، استاد داروسازی بیوشیمیایی در کالج امپریال لندن ، نظرات منتشر شده در SMC را در مورد آسپارتام ("نگرانی نیست") ، گلیفوزیت در ادرار (بدون نگرانی)، حشره کش ها و نقایص مادرزادی ("زودرس برای نتیجه گیری") ، الکل, ذرت GMO, فلزات کمیاب, رژیم های جوندگان آزمایشگاهی و بیشتر.

La تصمیم ECHA به گفته Boobis که گلیفوسیت سرطان زا نیست "باید تبریک گفت" تصمیم IARC این احتمالاً سرطان زا است "دلیل برای هشدار ناروا نیست" ، زیرا نحوه استفاده از سموم دفع آفات را در دنیای واقعی در نظر نگرفته است.

Boobis اعلام کرد که هیچ تضاد منافعی در انتشار IARC یا هر نسخه قبلی SMC که نقل قول های او باشد ، ندارد. اما او سپس جرقه الف رسوایی تعارض منافع هنگامی که اخبار منتشر شد مبنی بر این که وی سمت های رهبری را با انستیتوی علوم بین المللی علوم زندگی (ILSI) بر عهده داشت ، گروه طرفدار صنعت، در همان زمان او رئیس هیئت مدیره سازمان ملل متحد شد که گلیفوزیت پیدا کرد بعید است خطر سرطان را به وجود آورد از طریق رژیم غذایی (Boobis در حال حاضر است صندلی هیئت امنای ILSI ، و معاون موقت رئیس جمهور از ILSI / اروپا.)

ILSI دریافت کرده است کمک های مالی شش رقمی از مونسانتو و CropLife بین المللی ، انجمن تجارت سموم دفع آفات. پروفسور آنجلو مورتو ، که به عنوان رئیس بورد پنل گلیفوزیت سازمان ملل متحد به همراه Boobis ، نیز برگزار شد نقش رهبری در ILSI. با این وجود پنل اظهار شده هیچ تضاد منافع

اگرچه کلاند در مورد آن درگیری ها گزارشی ارائه نداد نوشتن درباره یافته های "متخصصان سازمان ملل" که گلیفوزات را در معرض خطر سرطان تبرئه کردند ، و او یک بار یک نقل قول Boobis را از یک اطلاعیه مطبوعاتی SMC برای مقاله ای در مورد خوک ایرلندی آلوده. (خطر برای مصرف کنندگان کم بود.)

وقتی فاکس در مورد سیاست افشای تضاد منافع SMC و اینکه چرا ارتباط ISLI بووبیس در انتشارات SMC فاش نشده است ، از او س askedال شد ، پاسخ داد:

ما از همه محققانی که برای تهیه COI خود استفاده می کنیم و به طور پیشگیرانه آن را در دسترس روزنامه نگاران قرار می دهیم. مطابق با چندین سیاست COI دیگر ، ما قادر به بررسی هر COI نیستیم ، اگرچه ما از خبرنگاران استقبال می کنیم.

برای توضیح نمی توان از Boobis استفاده کرد ، اما گفت: نگهبان، "نقش من در ILSI (و دو شعبه آن) به عنوان یک عضو بخش عمومی و رئیس هیئت امنای آنها است ، پستهایی که پاداش دریافت نمی کنند."

اما این درگیری "موجب محکومیت خشن نمایندگان پارلمان اروپا و سازمان های غیر دولتی سبز" شد نگهبان گزارش ، "با انتشار گزارش [پنل سازمان ملل] دو روز قبل از رای گیری مجدد اتحادیه اروپا در مورد گلیفوسات ، که ارزش آن میلیاردها دلار برای صنعت خواهد بود ، تشدید شد."

و همینطور است که شبکه درهم نفوذی شامل شرکت ها ، متخصصان علوم ، پوشش رسانه ای و بحث های پرمخاطب در مورد گلیفوزیت ، که اکنون در مونسانتو در صحنه جهانی بازی می کند ، با پرونده های قضایی روبرو می شود بیش از ماده شیمیایی به دلیل ادعای سرطان ، و به دنبال تکمیل معامله 66 میلیارد دلاری با بایر.

در همین حال ، در ایالات متحده ، به عنوان بلومبرگ گزارش در تاریخ 13 ژوئیه: "آیا قاتل برتر علفهای هرز در جهان باعث سرطان می شود؟ EPA ترامپ تصمیم خواهد گرفت. "

پیام های ارسال شده به رویترز ممکن است از طریق ارسال شود این وب سایت (یا از طریق توییتر: Reuters) لطفاً بخاطر داشته باشید که ارتباط محترمانه موثرترین ارتباط است.

کیت کلاند ، رویترز ، روایت نادرستی درباره IARC و آرون بلر را تبلیغ کرد

چاپ پست الکترونیک (ایمیل) اشتراک گذاری توییتر

به روزرسانی ژانویه 2019: اسنادی که در دادگاه ثبت شده است نشان می دهد که مونسانتو کیت کلند را تهیه کرد با اسناد داستان ژوئن 2017 خود در مورد آرون بلر و به او هدیه داد عرشه اسلاید از نقاط صحبت کردن شرکت تحت پوشش می خواست. برای اطلاعات بیشتر ، مراجعه کنید به پست ردیاب آزمایشی کری گیلام.

تحلیل زیر توسط کری گیلام تهیه شده و در تاریخ 28 ژوئن 2017 منتشر شده است:

یک رویترز 14 ژوئن 2017 مقاله تالیف كیت كلند ، با عنوان "آژانس سرطان WHO در تاریكی بر سر شواهد گلیفوزات باقی مانده است" ، به اشتباه یك دانشمند سرطان را متهم كرد كه از داده های مهم در ارزیابی ایمنی گلیفوزیت كه توسط آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (IARC) انجام شده است ، خودداری كرده است.

داستان كلاند شامل اشتباهات واقعي است و نتايجي را بيان مي كند كه با خواندن كامل اسنادي كه وي به عنوان منابع اصلي آورده است ، با آن مخالفت شده است. قابل توجه است که کللند هیچ پیوندی به اسنادی که ذکر کرده ارائه نکرده است ، و این باعث می شود که خوانندگان نتوانند خود ببینند که در تفسیر آنها از دقت کجا فاصله گرفته است. سند منبع اصلی به وضوح با پیش فرض داستان کلند مغایرت دارد. اسناد اضافی که داستان وی به آنها ارجاع شده است ، اما همچنین به آنها پیوندی نداشته است ، در انتهای این پست یافت می شوند.

سابقه و هدف: داستان رویترز یکی از مجموعه مقالات مهمی بود که آژانس خبری در مورد IARC منتشر کرده است و کلاند پس از طبقه بندی Glyphosate به عنوان IARC به عنوان احتمالا سرطان زا انسانی در مارس 2015. گلیفوزیت یک علف کش شیمیایی بسیار سودآور است که به عنوان ماده اصلی در محصولات کشتار علف های هرز مونسانتو Roundup و همچنین صدها محصول دیگر در سراسر جهان فروخته می شود. طبقه بندی IARC باعث ایجاد دعاوی گسترده در ایالات متحده شد که توسط افرادی که ادعا می کردند سرطان آنها ناشی از Roundup بوده است ، باعث شد اتحادیه اروپا و نهادهای نظارتی ایالات متحده ارزیابی خود را از این ماده شیمیایی تعمیق بخشند. مونسانتو در پاسخ به طبقه بندی IARC ، و به عنوان وسیله ای برای دفاع از خود در برابر دادخواهی و جلب حمایت نظارتی ، شکایات متعددی را علیه IARC مطرح کرده است که تلاش می کند اعتبار IARC را تضعیف کند. داستان 14 ژوئن کلند ، که از یک مدیر ارشد "استراتژی" مونسانتو نقل می شد ، این تلاش های استراتژیک را پیش برد و توسط مونسانتو و دیگران در صنایع شیمیایی به عنوان اثبات ناقص بودن طبقه بندی IARC مورد تبلیغ قرار گرفت.

در نظر گرفتن:

  • رسوب دانشمند آرون بلر ، پیش نویس خلاصه و نامه الکترونیکی ارجاع کلاند در داستان خود به عنوان "اسناد دادگاه" در واقع اسناد دادگاه نبوده بلکه اسنادی بوده است که به عنوان بخشی از کشف در دادخواست چند قضیه ای که توسط قربانیان سرطان آورده شده است ، بدست آمده است. شکایت از مونسانتو. این اسناد در اختیار تیم حقوقی مونسانتو و همچنین تیم حقوقی شاکیان بود. به دادگاه منطقه ای ایالات متحده برای بخش شمالی کالیفرنیا ، پرونده اصلی 3: 16-md-02741-VC مراجعه کنید. اگر مونسانتو یا یک فرد جایگزین اسناد را در اختیار کللاند قرار می داد ، باید چنین منبع تهیه شده ذکر می شد. با توجه به اینکه اسناد از طریق دادگاه بدست نیامده است ، همانطور که از داستان کلند پیداست ، به نظر می رسد مونسانتو یا جانشینان داستان داستان را کاشته و اسناد یا حداقل قسمتهایی از اسناد را به همراه ارزیابی آن از کلان ارائه داده اند.
  • مقاله كلاند تفسیر و تفسیری درباره خلع ید از باب تارونه ، كه كلاند او را "مستقل از مونسانتو" توصیف می كند ، ارائه می دهد. اطلاعات هنوز ارائه شده توسط IARC مشخص می کند که تارونه به عنوان یک مشاور پولی برای مونسانتو در تلاش برای بی اعتبار کردن IARC عمل کرده است.
  • رویترز ماجرا را با این بیانیه طعنه زد: "دانشمندی که در آن بازبینی اطلاعات جدیدی را نشان می داد که هیچ ارتباطی با سرطان نداشتند - اما او هرگز به آنها اشاره نکرد و آژانس آنها را در نظر نگرفت." كلند تلویحاً می گفت كه دکتر بلر عمداً اطلاعات مهم را پنهان می كند. با این وجود واریز نشان می دهد که بلر شهادت داده است که داده های مورد نظر "آماده نیست" برای ارسال به یک ژورنال برای انتشار باشد و به دلیل تکمیل و منتشر نشدن IARC اجازه بررسی را نخواهد داشت. بسیاری از داده ها به عنوان بخشی از یک مطالعه گسترده بهداشت کشاورزی ایالات متحده جمع آوری شد و می توانست به چندین سال از اطلاعات منتشر شده قبلی از AHS اضافه شود که هیچ ارتباطی بین گلیفوزیت و لنفوم غیر هوچکین نشان نمی داد. یک وکیل مونسانتو از بلر در مورد اینکه چرا داده ها به موقع منتشر نشده است تا توسط IARC در نظر گرفته شود ، سedال کرد و گفت: "شما به هر دلیلی تصمیم گرفتید که آن داده ها در آن زمان منتشر نشوند ، و بنابراین توسط IARC ، درست است؟ " بلر پاسخ داد: "نه. باز هم شما این روند را ناپاک می دانید. " "آنچه ما تصمیم گرفتیم کاری است که ما در مورد این مطالعات مختلف انجام می دهیم هنوز انجام نشده است - هنوز آماده ارائه به ژورنال ها نبودیم. حتی بعد از اینکه تصمیم گرفتید آنها را برای بررسی در ژورنال ها ارسال کنید ، در مورد زمان انتشار تصمیم نمی گیرید. " (صفحه رساله بلر صفحه 259) بلر همچنین به وکیل مونسانتو گفت: "آنچه غیرمسئولانه است عجله کردن چیزی است که کاملاً مورد تجزیه و تحلیل یا تفکر قرار نگرفته است" (صفحه 204).
  • بلر همچنین شهادت داد که برخی از داده های AHS ناتمام و منتشر نشده "از نظر آماری قابل توجه نبودند" (صفحه 173 واریز). بلر همچنین در آن رسوب گذاری در مورد داده های نشان دهنده ارتباط قوی بین گلیفوسات و NHL شهادت داد که همچنین به دلیل انتشار نیافتن توسط IARC فاش نشده است.
  • بلر شهادت داد که برخی از داده های یک مطالعه پروژه تلفیقی آمریکای شمالی نشان می دهد ارتباط بسیار قوی با NHL و گلیفوزیت ، با دو برابر و سه برابر شدن خطر مرتبط با آفت کش که در افرادی که بیش از دو بار در سال از گلیفوسیت استفاده می کنند ، دیده می شود. درست به عنوان داده های AHS ، این داده ها نیز منتشر یا به IARC داده نشده است (صفحات 274-283 رسوب بلر).
  • در مقاله كلاند همچنین آمده است: ”بلر همچنین گفت كه داده ها تجزیه و تحلیل IARC را تغییر می دهد. وی گفت احتمال کمتری وجود دارد که گلیفوسات معیارهای آژانس را برای طبقه بندی "احتمالاً سرطان زا" داشته باشد. " بلر در نهایت "احتمالاً" به سوال از وکیل مونسانتو می پرسد که آیا داده های AHS 177 در فراتحلیل داده های اپیدمیولوژی در نظر گرفته شده توسط IARC گنجانده شده است ، یا خیر "این می تواند خطر نسبی خطر برای گلیفوزیت و لنفوم غیر هوچکین را کاهش دهد حتی بیشتر ... "داستان کلند همچنین این تصور را ایجاد می کند که این داده های اپیدمیولوژی منتشر نشده از یک مطالعه ناتمام برای IARC تغییر دهنده بازی بوده است. در حقیقت ، با خواندن کامل رسوب و مقایسه آن با گزارش IARC در مورد گلیفوزیت ، تأیید می شود که این تصور چقدر نادرست و گمراه کننده است. بلر فقط به داده های اپیدمیولوژی شهادت داده بود و IARC قبلاً شواهد اپیدمیولوژی را كه "محدود" می دانست ، قلمداد كرده بود. طبقه بندی آن از گلیفوزات در داده های حیوانی (سم شناسی) مورد بررسی قرار گرفت و آن را "کافی" دانست.
  • كلاند بخشهای مهم رسوب بلر را كه مربوط به یك مطالعه منتشر شده در سال 2003 است ، نادیده می گیرد و نشان می دهد "خطر لنفوم غیر هوچكین برای افرادی كه در معرض گلایفوزیت قرار گرفته بودند بیش از دو برابر افزایش یافته است" (صفحات 54-55 رسوب).
  • كلاند در تحقیقات سوئدی شاهد شهادت در رسوب بلر در مورد "300 درصد افزایش خطر" برای سرطان است (صفحه 60 رسوب).
  • خواندن کل رسوب نشان می دهد که بلر به عنوان مثالهای زیادی از مطالعات نشان داده است که ارتباط مثبتی بین گلایفوزیت و سرطان نشان می دهد ، که کلان نادیده گرفت.
  • کلاند می نویسد که بلر در شهادت حقوقی خود ، AHS را "قدرتمند" توصیف کرده و موافقت کرده است که داده ها هیچ ارتباطی با سرطان ندارند. او به طور ضمنی گفت که او در حال صحبت کردن در مورد داده های منتشر نشده خاص در سال 2013 در مورد NHL و glyphosate است که زیرمجموعه کوچکی از اطلاعات به دست آمده از AHS است ، در حالی که در واقع شهادت نشان می دهد او صحبت از چتر بزرگتر AHS بود ، که خانواده های مزرعه را ردیابی کرده است. و جمع آوری داده ها در مورد ده ها سموم دفع آفات برای چندین سال آنچه بلر در مورد AHS گسترده گفت این بود: "" این یک تحقیق قدرتمند است. و دارای مزایایی است. مطمئن نیستم که بگویم قدرتمندترین است ، اما یک مطالعه قدرتمند است. " (صفحه 286 واریز)
    • بعلاوه ، هنگامی که مستقیماً از داده های AHS در سال 2013 در مورد گلیفوزیت و NHL صحبت می کرد ، بلر تأیید کرد که داده های منتشر نشده به "تفسیر محتاطانه" نیاز دارد ، زیرا تعداد موارد در معرض گروه های زیر گروه "نسبتاً کم" است (صفحه 289).
  • كلند اظهار داشت: "IARC به رویترز گفت كه با وجود وجود اطلاعات تازه در مورد گلیفوزات ، این یافته ها با یافته های خود مطابقت دارد." چنین سخنی کاملاً گمراه کننده است. در واقع آنچه IARC است گفت: عمل این است که یافته های منتشر نشده را در نظر نگیرد و هنگامی که تعداد قابل توجهی از داده های جدید در ادبیات منتشر می شود ، می تواند مواد را دوباره ارزیابی کند.

پوشش مرتبط:

مدارک مربوطه

رسوب فیلمبرداری آرون ارل بلر ، دکتر ، 20 مارس 2017

نمایشگاه شماره 1

نمایشگاه شماره 2

نمایشگاه شماره 3

نمایشگاه شماره 4

نمایشگاه شماره 5

نمایشگاه شماره 6

نمایشگاه شماره 7

نمایشگاه شماره 9

نمایشگاه شماره 10

نمایشگاه شماره 11

نمایشگاه شماره 12

نمایشگاه شماره 13

نمایشگاه شماره 14

نمایشگاه شماره 15

نمایشگاه شماره 16

نمایشگاه شماره 17

نمایشگاه شماره 18

نمایشگاه شماره 19A

نمایشگاه شماره 19B

نمایشگاه شماره 20

نمایشگاه شماره 21

نمایشگاه شماره 22

نمایشگاه شماره 23

نمایشگاه شماره 24

نمایشگاه شماره 25

نمایشگاه شماره 26

نمایشگاه شماره 27

نمایشگاه شماره 28

مرکز رسانه های علمی دیدگاه های شرکتی را در مورد علم ارتقا می دهد

چاپ پست الکترونیک (ایمیل) اشتراک گذاری توییتر

Science Media Center (SMC) یک آژانس روابط عمومی غیرانتفاعی است که در انگلستان تاسیس شده و بزرگترین مرکز فعالیت خود را دارد بودجه از صنعت گروه. سرمایه گذاران فعلی و گذشته شامل Bayer ، DuPont ، Monsanto ، Coca-Cola و گروه های صنایع غذایی و صنایع شیمیایی و همچنین گروه های رسانه ای ، سازمان های دولتی ، بنیادها و دانشگاه ها است. مدل SMC در سراسر جهان در حال گسترش است و در شکل دهی به پوشش رسانه ای علم ، گاهی اوقات به روش هایی که خطرات محصولات یا فن آوری های بحث برانگیز را کم اهمیت می کند ، تأثیرگذار است. در این برگه تاریخچه ، فلسفه ، مدل بودجه ، تاکتیک ها و گزارش های منتقدانی که گفته اند SMC دیدگاه های علمی طرفدار صنعت را ارائه می دهد ، توصیفی است که SMC آن را انکار می کند.

مرتبط:

حقایق کلیدی

مرکز علوم ساینس در سال 2002 در پاسخ به "دیوانگی رسانه ها بر سر MMR ، محصولات تراریخته و تحقیقات حیوانی" راه اندازی شد تا به رسانه ها کمک کند تا علم اصلی را بهتر نشان دهند ، برگه اطلاعات گروه.

در آن گزارش تأسیس، Science Media Center نحوه ایجاد آن برای آدرس دهی را شرح می دهد:

  • "بحران اطمینان" در حال رشد در دیدگاههای جامعه در مورد علم
  • سقوط احترام به اقتدار و تخصص
  • یک جامعه ریسک گریز و پوشش رسانه ای هشدار دهنده و
  • "استراتژیهای ظاهراً برتر رسانه ای" که توسط سازمانهای غیردولتی محیط زیست مانند Greenpeace و دوستان زمین استفاده می شود.

SMC های مستقل مشترک منشور مشابه همانطور که نمونه اصلی اکنون در کانادا ، استرالیا ، نیوزیلند ، آلمان و ژاپن کار می کند و SMC ها در بروکسل و ایالات متحده.

مدل SMC در شکل دهی به پوشش رسانه ای در مورد علم تأثیرگذار بوده است. آ تجزیه و تحلیل رسانه روزنامه های انگلستان در سال های 2011 و 2012 دریافتند که اکثر خبرنگاران که از خدمات SMC استفاده می کنند به دنبال چشم اندازهای اضافی برای داستان خود نیستند. این گروه همچنین از نفوذ سیاسی برخوردار است. در سال 2007 ، SMC ممنوعیت پیشنهادی جنین های ترکیبی انسان / حیوان را با کمپین رسانه ای خود متوقف کرد تا پوشش را از نگرانی های اخلاقی به مزایای جنین به عنوان یک ابزار تحقیق تغییر دهد ، با توجه به مقاله در Nature.

چندین دانشگاهی و محقق از SMC برای فشار دادن انتقاد کرده اند دیدگاه های شرکتی علم، و برای کاهش خطرات زیست محیطی و بهداشت انسانی محصولات و فن آوری های بحث برانگیز. گزارش ها تمایل SMC را برای فشار دادن پیام های طرفدار صنعت و حذف دیدگاه های مخالف در موضوعاتی از جمله مستند کرده اند fracking, ایمنی تلفن همراه, سندرم خستگی مزمن و GMOs.

فیونا فاکس ، مدیر SMC در یک ایمیل گفت که گروه او به نفع صنعت مغرض نیست: "ما با دقت به هر انتقادی از SMC از جامعه علمی یا روزنامه نگاران خبری که برای رسانه های انگلستان کار می کنند گوش می دهیم ، اما انتقاداتی درباره تعصب طرفدار صنعت دریافت نمی کنیم از طرف ذینفعان ما اتهام سوگیری صنعت گرایی را رد می کنیم و کار ما نشان دهنده شواهد و دیدگاه های 3000 محقق برجسته علمی در پایگاه داده ما است. ما به عنوان یک دفتر مطبوعاتی مستقل با تمرکز بر برخی از بحث برانگیزترین داستانهای علمی ، انتظار انتقاد از گروههای خارج از جریان اصلی علوم را داریم. "

نقل قول هایی در مورد مرکز رسانه علوم

روزنامه نگاران و محققان درباره تأثیر و سوگیری مرکز رسانه علوم (تأکیداتی که در نقل قول های زیر اضافه شده است):

  • "مراکز رسانه ای علوم ... تبدیل شده اند بازیگران با نفوذ ، اما جنجالی در دنیای روزنامه نگاری. در حالی که برخی از خبرنگاران آنها را مفید می دانند ، برخی دیگر معتقدند که آنها نسبت به دانشمندان دولت و صنعت تعصب دارند. " نقد روزنامه نگاری کلمبیا
  • "بسته به اینکه از چه کسی می خواهید ، (مدیر SMC) فیونا فاکس یا روزنامه نگاری علمی را نجات می دهد یا آن را نابود می کند ،" اوین کالوی ، طبیعت
  • "روزنامه های علمی انگلیس که روز به روز تحت فشار قرار می گیرند ، دیگر به میدان نمی روند و به دنبال داستان می روند. آنها به جلسات توجیهی از پیش تعیین شده در SMC… The می روند کیفیت گزارشگری علم و یکپارچگی اطلاعات در دسترس مردم هر دو آسیب دیده است، توانایی مردم در تصمیم گیری درباره خطر را تحریف می کند. " کانی سنت لوئیس ، کالج شهر لندن ، در CJR
  • وی افزود: "مسئله این نیست كه آنها همانطور كه ​​می گویند علم را ترویج می كنند ، بلكه آنها هستند ترویج علم طرفدار شرکت" دیوید میلر ، دانشگاه بات ، در SciDev
  • "برای کسانی که هاله خیره کننده SMC آنها را کور نکرده است ، به نظر می رسد که هدف پنهان آن این است که روزنامه نگاران و رسانه ها موارد علمی و پزشکی را فقط به گونه ای گزارش کنند که مطابق با "سیاست" دولت و صنعت در مورد موضوعات مورد بحث است" مالکوم هوپر ، دانشگاه ساندرلند ، مقاله در مورد CFS / ME
  • "آشکار است که دستور کار SIRC ، SMC و سازمان های متحد حمایت از سیاست اقتصادی دولت انگلیس است برای ارتقا فناوری Biotec و ارتباطات از راه دور. " کاغذ دان مایش روی تلفن های همراه
  • " به نظر می رسد نقش SMC ایجاد یک دیدگاه نسبتاً محدود است در بیشتر موارد مثبت است ، نظرات مربوط به ایمنی فرکنینگ. " Paul Mobbs ، تحقیقات محیطی Mobbs
  • "نهاد علمی ، همیشه از نظر سیاسی ساده لوحانه ، به نظر می رسد ناخواسته اجازه داده است كه منافع خود را توسط نمایندگان شبکه سیاسی عجیب و غریب و مذهبی" جورج مونبیوت ، نگهبان

بودجه شرکتی مرکز رسانه علوم

بیشترین سهم SMC از بودجه ، تقریباً 30٪ ، از شرکت ها و گروه های تجاری تأمین می شود. سرمایه گذاران از آگوست 2016 طیف گسترده ای از صنایع شیمیایی ، بیوتکنولوژی ، هسته ای ، غذایی ، پزشکی ، ارتباطات از راه دور و لوازم آرایشی را شامل می شود. بنیانگذاران صنعت صنایع شیمیایی عبارتند از Bayer ، DuPont ، BASF ، CropLife International ، BioIndustry Association و انجمن صنایع شیمیایی. سرمایه گذاران قبلی شامل مونسانتو ، اکسون موبایل ، شل ، کوکاکولا و کرافت است. SMC همچنین از چندین گروه رسانه ای ، دولتی و دانشگاهی بودجه دریافت می کند.

SMC می گوید کمکهای مالی هر یک از شرکتها یا م institutionسسات به 5٪ از درآمد سالانه در تلاش برای "محافظت از نفوذ ناشایست" - استثنائات بیشتر برای کمک های مالی بیشتر از Wellcome Trust و دولت انگلستان ایجاد می شود وزارت تجارت ، انرژی و استراتژی صنعتی.

تاریخچه SMC: "اولین وزارت حقیقت انگلیس"

SMC توضیح می دهد که در اواخر دهه 1990 ، رابطه بین علم و رسانه در یک نقطه شکست بود ویدیو تبلیغاتی. فاکس در این ویدئو گفت: "در حدود محصولات BSE ، MMR ، محصولات تراریخته ، احساس واقعی این شکاف بین دانشمندان و رسانه ها وجود داشت." SMC "برای کمک به تجدید اعتماد عمومی به علم با تلاش برای ارتقا balanced پوشش متعادل ، دقیق و منطقی بیشتر از داستان های بحث برانگیز علمی" ایجاد شد ، گزارش مشاوره.

اسناد بنیادی SMC شامل موارد زیر است:

  • فوریه 2000 گزارش کمیته مجلس اعیان "بحران اعتماد" در رابطه جامعه با علم را توصیف می کند ، و ابتکار جدیدی را درباره علم و رسانه توصیه می کند.
  • سپتامبر 2000 "آیین نامه عملکرد / رهنمودهای علوم و ارتباطات بهداشتی، "توسط مرکز تحقیقات جامعه سلطنتی و مسائل اجتماعی (SIRC) رهنمودهایی را برای روزنامه نگاران و دانشمندان توصیه می کند تا" تأثیر منفی آنچه "داستان ترسناک" غیرقابل توجیه به نظر می رسد و آنهایی که امیدهای دروغین به بیماران جدی ارائه می دهند ، مقابله کنند.
  • 2002 گزارش مشاوره SMC فرایند مصاحبه با دست اندرکاران دولت ، صنعت و رسانه ها را توضیح می دهد که اطلاع دادند چگونه SMC "دستکاری که توسط لردها انداخته است ... برای تطبیق علم با اخبار خط مقدم".

تلاش SMC بلافاصله بحث برانگیز شد. نویسنده تام ویكفورد در سال 2001 پیش بینی كرد كه SMC "اولین وزارت حقیقت انگلیس خواهد شد كه حكام خیالی جورج اورول به آن افتخار می كنند." او در نوشت روزنامه گاردین، "چهره های ارشد دولت ، انجمن سلطنتی و م Royalسسه سلطنتی تصمیم گرفته اند که اقتصاد دانش بسیار پرهزینه خود موجب محدود شدن آزادی بیان شود." وی این قانون عمل را توصیف کرد: "این قانون توصیه می کند که روزنامه نگاران با کارشناسان مورد تأیید مشورت کنند ، دایرکتوری محرمانه آن باید در اختیار" روزنامه نگاران ثبت شده با اعتبار صحیح "قرار گیرد."

اولین پروژه SMC - تلاشی برای بی اعتباری یک فیلم داستانی بی بی سی که محصولات مهندسی ژنتیکی را در سایه ای نامطلوب به تصویر می کشد - مجموعه ای از مقالات مهم را در گاردین (ویراستار گاردین که نویسنده این فیلم بود) تهیه کرد. در مقاله ها ، SMC به عنوان "گروه لابی علمی تحت حمایت شرکت های بزرگ دارویی و شیمیایی "که در حال فعالیت بود "نوعی واحد تکذیب سریع ماندلسونیان"و به کارگیری" برخی از ناشیانه ترین تکنیک های چرخش کار جدید در تلاش برای بی اعتبار کردن (فیلم) از قبل. "

دیک تاورن و حس درباره علم

حس در مورد علم - یک تلاش لابی برای تغییر شکل دادن به برداشت از علم - در انگلیس در سال 2002 همراه با SMC تحت رهبری لرد دیک تاورن و دیگران که با SMC ارتباط داشتند راه اندازی شد. لرد تاورن یک SMC بود عضو هیئت مشورتی و او مشترک ایجاد شده قانون عمل SIRC.

یک داستان 2016 در رهگیری توسط لیزا گروس ، Sense About Science و رهبران آن را به عنوان "حافظان خود تعیین شده" علم صحیح "توصیف کردند که" مقیاس های صنعت را نوک می زنند ". گروس روابط صنعت دخانیات Taverne و تلاش های روابط عمومی شرکت ها را شرح داد:

طبق اسناد داخلی منتشر شده در دادخواست توسط تولید کنندگان سیگار ، شرکت مشاوره Taverne ، PRIMA Europe ، به British American Tobacco کمک کرد بهبود روابط با سرمایه گذاران خود و ضرب و شتم مقررات اروپا در مورد سیگار در دهه 1990 خود تاورن روی پروژه سرمایه گذاران کار کرد: در یک یادداشت بدون تاریخ، PRIMA به شرکت دخانیات اطمینان داد که "کار شخصاً توسط دیک تاورن انجام خواهد شد" ، زیرا او در مصاحبه با رهبران نظر صنعت از موقعیت مناسبی برخوردار بود و "سعی خواهد کرد اطمینان حاصل کند که نیازهای صنعت بیشتر از همه در ذهن مردم است." در همان دهه ، تاورن در هیئت مدیره روابط عمومی Burson-Marsteller شرکت نیروگاه شعبه بریتانیا نشست که فیلیپ موریس را به عنوان مشتری ادعا کرد. ایده یک گروه "علم صدا" ، متشکل از شبکه ای از دانشمندان که علیه قوانینی صحبت می کنند که سخنگویان صنعت از اعتبار اعتراض برخوردار نیستند ، زمینی بود که بورسون-مارستلر به فیلیپ موریس در یک تفاهم نامه 1994.

از بین اولین پروژه های خود ، Sense About Science نامه ای را از طرف سازماندهی کرد دانشمندان 114 لابی کردن دولت انگلیس برای "تضاد ادعاهای دروغین" در مورد GMO ها ، و یک نظرسنجی انجام داد برجسته کردن مسئله خرابکاری در محصولات GMO.

Sense About Science ایالات متحده آمریکا در سال 2014 تحت رهبری مدتها افتتاح شد متحد صنایع شیمیایی Trevor Butterworth، و شرکای اتحادیه علوم کورنل که توسط گیتس تأمین می شود ، گروه تبلیغات GMO.

ریشه های کمونیست انقلابی

مدیران بنیانگذار و فعلی مرکز علوم ساینس و Sense About Science - مدیر SMC فیونا روباه و مدیر SAS تریسی براون - و دیگر افراد درگیر با این گروه ها ، از طریق حزب کمونیست انقلابی ، یک حزب متلاشی تروتسکیست که در اواخر دهه 1970 تحت رهبری جامعه شناس تشکیل شد ، در ارتباط بودند. Frank Ferudi ، به گفته نویسندگان جورج مونبیوت, جاناتان متیوز ، زاک گلداسمیت و دون مایش

گروه انشعابی Ferudi RCP تبدیل شد مارکسیسم زنده مجله LM, مجله Spiked و موسسه ایده ها، که از سرمایه داری ، فردگرایی استقبال می کند و چشم انداز ایده آل فناوری و تحقیر محیط بانان را ترویج می کند ، به گفته مونبیوت. (فروودی پاسخ می دهد در این قطعه.) الف مقاله نگهبان در مورد یک رویداد LM در سال 1999 این شبکه را "واکنشی علیه چپ" توصیف کرد (به قول فوردی) با جهان بینی که تفکر چپ "یک عامل سیاسی نیست" و "هیچ جایگزینی برای بازار" وجود ندارد.

مونبیوت در یک مقاله نوشت: "یکی از عجیب ترین جنبه های سیاست مدرن تسلط چپ گرایان سابق است که به سمت راست چرخیده اند." مقاله 2003 توصیف روابط بین Sense About Science و Science Media Center ، افراد درگیر در این تلاش ها و پیوندها به شبکه LM:

"آیا همه اینها یک تصادف است؟ من فکر نمی کنم اما درک دلیل وقوع آن آسان نیست. آیا ما در حال بررسی گروهی هستیم که بخاطر خود قدرت بخواهد ، یا گروهی که از یک طرح سیاسی پیروی می کند ، که این یک مرحله میانی است؟ چیزی که می توانم بگویم این است که به نظر می رسد که نهاد علمی ، همیشه از نظر سیاسی ساده لوحانه ، ناخواسته اجازه داده است که منافع خود را اعضای یک شبکه سیاسی عجیب و غریب و مذهبی نمایندگی کنند. به دور از بازسازی اعتماد عمومی به علم و پزشکی ، فلسفه نفرت انگیز این گروه می تواند سرانجام آن را از بین ببرد. "

تاکتیک

SMC در انگلستان می گوید دارد یک پایگاه داده با 2700 کارشناس و بیش از 1200 افسر مطبوعات و لیست های پستی با بیش از 300 روزنامه نگار که نمایندگی هر رسانه مهم خبری انگلیس را دارند. با توجه به اینکه SMC از سه تاکتیک اصلی برای تأثیرگذاری در پوشش علمی استفاده می کند ویدیو تبلیغاتی:

  1. پاسخ سریع به اخبار فوری با نقل قول های عقیده: فاکس گفت: "هنگامی که یک داستان علمی شروع می شود ،" در عرض چند دقیقه ایمیل های SMC در صندوق های ورودی هر گزارشگر ملی ارائه می دهد.
  2. ابتدا با تحقیقات جدید به خبرنگاران مراجعه کنید. SMC "قبل از لغو تحریم به حدود 10-15 مجله علمی دسترسی ممتازی دارد" بنابراین آنها می توانند نظرات قبلی را از متخصصان شخص ثالث تهیه کنند که نشان می دهد آیا مطالعات جدید توجه دارند و چگونه باید قالب بندی شوند.
  3. سازماندهی حدود 100 مطبوعات جلسات توجیهی سالی که "بطور فعالانه دستور کار" را در طیف وسیعی از موضوعات بحث برانگیز علمی مانند زباله های هسته ای ، بیوتکنولوژی و بیماری های در حال ظهور تنظیم می کند.

نمونه هایی از تأثیر و سوگیری

چندین محقق و دانشگاهی گزارش داده اند كه آنها تعصب طرفدار صنعت SMC در موضوعات بحث برانگیز و میزان اعتماد روزنامه نگاران به دیدگاه های متخصص SMC برای تنظیم داستان های علمی است.

فاقد دیدگاه های متنوع

استاد روزنامه نگاری کانی سنت لوئیس از دانشگاه سیتی ، لندن ، تأثیر SMC در گزارش علمی را در 12 روزنامه ملی در سال 2011 و 2012 ارزیابی کرد ، و یافت:

  • 60٪ مقالاتی که جلسات مطبوعاتی SMC را پوشش می دهند از منبع مستقلی استفاده نکرده اند
  • 54٪ واکنشهای "واکنشهای تخصصی" ارائه شده توسط SMC به اخبار فوری در بازه زمانی مورد پوشش خبری بود
    • از این داستان ها ، 23٪ از منبع مستقلی استفاده نکرده اند
    • از بین کسانی که این کار را انجام داده اند ، فقط 32٪ از منابع خارجی دیدگاه مخالفی را با نظر ارائه شده توسط متخصص در واکنش SMC ارائه داده اند.

سنت لوئیس نتیجه گیری کرد: "تعداد روزنامه نگاران بیش از آنچه باید باشد وجود دارد که فقط از متخصصان SMC استفاده می کنند و از منابع مستقل مشورت نمی کنند."

متخصصان همیشه دانشمند نیستند

دیوید میلر ، استاد جامعه شناسی از دانشگاه بات ، انگلستان ، محتوای SMC را در وب سایت و از طریق درخواست های قانون آزادی اطلاعات تجزیه و تحلیل کرد ، و گزارش داد:

  • حدود 20 نفر از 100 متخصص SMC که بیشترین نقل قول را داشتند ، دانشمندان نبودند ، همانطور که با داشتن دکترای تخصصی و کار در یک موسسه تحقیقاتی یا یک جامعه برتر آموخته تعریف شده اند ، اما لابی گران و مدیر عاملان گروه های صنعتی بودند.
  • منابع مالی همیشه بصورت آنلاین و بطور کامل یا به موقع افشا نمی شد.
  • هیچ مدرکی از طرفداری SMC از یک سرمایه گذار خاص وجود نداشت ، اما از بخشهای خاص شرکتها و موضوعاتی که "منعکس کننده اولویتهای تأمین کنندگان مالی آنها" است ، طرفداری می کند.

"اگر بگویید دانشمندان را نقل می کنید و در نهایت از لابی ها و سازمان های غیردولتی استفاده می کنید ، س isال این است: چگونه لابی ها یا NGO ها را انتخاب می کنید؟ چرا شما لابی گرانی ندارید که با آزمایش ژنتیکی مخالف باشند یا اعضای Greenpeace به جای مواضع صنعت زیست صنایع اظهار نظر کنند؟ این واقعاً نوع تعصبات موجود را نشان می دهد. "

پیروزی استراتژیک چرخش روی جنین های ترکیبی انسان / حیوان

در سال 2006 ، هنگامی که دولت انگلستان ممنوع ساختن جنین هیبریدی انسان و حیوان را در نظر گرفت ، SMC تلاش های خود را برای تغییر تمرکز رسانه ها به دور از نگرانی های اخلاقی و توجه به اهمیت جنین های ترکیبی به عنوان یک ابزار تحقیقاتی ، با توجه به مقاله در Nature.

اندی ویلیامز ، محقق رسانه ای از دانشگاه کاردیف ، انگلستان ، که یک تحقیق انجام داد ، "مبارزات SMC" یک پیروزی استراتژیک در روابط رسانه ای بود "و" عمدتا مسئول تغییر روند جنین های ترکیبی انسان و حیوان بود ". تجزیه و تحلیل از طرف SMC و متحدان مبارزات انتخاباتی.

ویلیامز یافت:

  • بیش از 60٪ منابع در داستان های نوشته شده توسط گزارشگران علوم و بهداشت - منابع مورد هدف SMC - از این تحقیق پشتیبانی می كنند و فقط یك چهارم منابع مخالف آن هستند.
  • در مقابل ، روزنامه نگارانی که مورد هدف SMC قرار نگرفته بودند ، با کمتر دانشمند حامی و مخالف بیشتری صحبت کردند.

"ویلیامز اکنون نگران است که تلاش های SMC باعث شد خبرنگاران بیش از حد به دانشمندان احترام بگذارند و این بحث ها را خفه کند." مقاله طبیعت گزارش شده است. مصاحبه با ویلیامز در SciDevNet گزارش ها:

وی گفت: "بسیاری از زبانهایی كه برای توصیف [جلسات رسانه ای SMC] استفاده می شود ، تأكید می كند كه آنها فرصتی برای دانشمندان بودند تا این دانش را با كلمات خودشان توضیح دهند ، اما مهمتر از همه - به روشی خنثی و بدون ارزش." وی افزود ، اما این واقعیت را نادیده می گیرد که اینها رویدادهایی کاملاً مدیریت شده بودند که باعث تحریک روایتهای اقناعی می شدند ، و اینها برای تأمین حداکثر تأثیر رسانه ای برای دانشمندان درگیر تنظیم شده اند. ویلیامز گفت ، روزنامه نگاران متخصص علوم توسط SMC "یارانه اطلاعات" دریافت می کردند و به مراتب بیشتر از سایر روزنامه نگاران می توانستند منابع حامی هیبریداسیون را نقل کنند.

دیدگاه های صنعت در مورد فرکینگ را ارتقا می دهد

با توجه به تحلیل رسانه ای فوریه 2015 که توسط Paul Mobbs از تحقیقات زیست محیطی Mobbs انجام شد ، SMC نظرات تخصصی زیادی را در مورد تفکیک بین سالهای 2012-2015 ارائه داد ، اما تعداد انگشت شماری از دانشمندان حاکم بر این تفسیر از م institسساتی بودند که با بودجه روابطشان با صنعت سوخت فسیلی یا پروژه های تحقیقاتی تحت حمایت صنایع پشتیبانی می شدند.

"به نظر می رسد نقش SMC ایجاد یک دیدگاه نسبتاً باریک در مورد ، در اکثر موارد مثبت ، نظرات مربوط به ایمنی جداسازی است. این نظرات براساس موقعیت شغلی افراد درگیر است و با استناد به مدارکی که اعتبار آنها را تأیید می کند پشتیبانی نمی شود. به نوبه خود ، این دیدگاه ها اغلب بدون س questionال در رسانه ها نقل شده اند. "

"در مورد گاز شیل ، SMC دید متعادل از شواهد موجود و عدم اطمینان در مورد تأثیرات نفت و گاز غیر متعارف را ارائه نمی دهد. این گزارش نقل قول هایی از دانشگاهیان است که اکثراً دیدگاه "تأسیس انگلستان" را نشان می دهند ، که کل مدارک موجود در مورد این موضوع را از ایالات متحده آمریکا ، استرالیا و کانادا نادیده می گیرد. "

بی اعتبار کردن سندرم خستگی مزمن 

A مقاله 2013 توسط مالکوم هوپر ، استاد برجسته شیمی دارویی ، دانشگاه ساندرلند ، انگلستان ، SMC را به ارتقا the دیدگاه های برخی از متخصصان پزشکی ، عدم گزارش در مورد علوم پزشکی و فشار دادن "ایدئولوژی و تبلیغات گروه های قدرتمند منافع" در رسانه های خود متهم کرد کار بر روی سندرم خستگی مزمن / انسفالومیلیت میالژیک (CFS / ME).

مقاله هوپر در مورد ارتباط بین SMC و بازیگران اصلی در بحث و جدال CFS / ME با ارتباط با صنعت بیمه گزارش می دهد ، و شواهدی از آنچه هوپر به عنوان مبارزات SMC برای بی اعتبار کردن مردم با CFS / ME توصیف می کند ، و تلاش های آن برای معرفی نادرست PACE ارائه می دهد نتایج آزمایش برای رسانه ها. وی نتیجه گیری می کند ، "سازمانی که چنین آشکارا غیر علمی رفتار کند ، نمی تواند هیچ ادعای قانونی برای نمایندگی علم داشته باشد."

برای مشاهده SMC ، مراجعه کنید صفحه واقعیت 2018 در CFS / ME "بیماری و جنجال"

بنیانگذاران ایمنی تلفن همراه و مخابرات

A مقاله 2006 توسط Don Maisch ، PhD ، "نگرانی های جدی را در مورد بی طرفی مدل SMC در ارتباطات علمی ایجاد می کند ، وقتی مناقصه مشاوره تخصصی در مورد موضوعات مناقشه برانگیز است ، وقتی منافع شخصی بخشی از ساختار SMC هستند." مقاله Maisch ارتباطات SMC را در مورد موضوعات مربوط به تشعشع الکترومغناطیسی و ایمنی تلفن همراه بررسی می کند ، و آنچه را او "تاریخ بدون سانسور مدل ارتباطات علمی SMC" می نامد ارائه می دهد.

"بدیهی است که دستور کار SIRC ، SMC و سازمانهای متحد حمایت از سیاست اقتصادی دولت انگلیس برای ارتقا Bi فناوری Biotec و ارتباطات از راه دور است. این ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی که هیچ صلاحیت واقعی در ارتباطات علمی ندارند ، می توانند به مقاماتی برسند که اساساً چهره عمومی نهاد علمی انگلیس می شوند. همچنین توضیح می دهد که چرا تاسیس علمی و پزشکی انگلستان ، با آگاهی از اینکه بخش عمده ای از بودجه علمی از منابع صنعت تأمین می شود ، شرکای مایل به سازمان های روابط عمومی با دستور کار از پیش تعیین شده هستند تا از آنها صحبت کنند و از سیاست های اقتصادی دولت در جهت منافع عمومی حمایت کنند. "

دفاع از GMO

همانطور که در بالا توضیح داده شد ، هم مرکز علوم ساینس و هم گروه خواهران آن Sense About Science با پروژه های دفاع از غذاهای مهندسی شده ژنتیکی شروع به کار کردند. SMC اغلب متخصصانی را پیشنهاد می کند که منتقد مطالعاتی هستند که نگرانی ها را درباره GMO ها افزایش می دهد. مثالها عبارتند از:

در سال 2016 ، دانشمندان در برابر واکنش های متخصص SMC عقب نشینی کردند و گفتند که کار آنها در مورد GMO ها را نادرست معرفی کرده اند. این تحقیق به سرپرستی مایکل آنتونیو ، دکترای دکتر ، رئیس گروه بیان و درمان ژن ، دانشکده پزشکی کینگ کالج لندن ، و در گزارش علمی، از پروفایل مولکولی برای مقایسه ذرت GMO با نمونه غیر GM استفاده کرد و گزارش کرد که ذرت GM و غیر GM "اساساً معادل" نیستند. SMC صادر کرد واکنش های تخصصی تحقیر مطالعه ، و اجازه نمی دهد نویسندگان برای پاسخ دادن یا اصلاح اطلاعات نادرست در انتشار SMC ، با توجه به نویسندگان مطالعه.

وی افزود: "این نظرات [نقل شده در متن SMC] نادرست است و بنابراین اطلاعات غلطی را در مورد مقاله ما منتشر می كند. ما مطلع شده ایم که این سیاست مرکز رسانه علوم نیست که پاسخهایی را مانند ما برای تفسیرهایی که آنها در وب سایت خود ارسال می کنند ارسال کند ، "مانند آنتونیو. نویسندگان مطالعه پاسخ خود را در اینجا ارسال کنید.

روزنامه نگار Rebekah Wilce گزارش داد در PR Watch در سال 2014 در مورد چندین نمونه از سوگیری طرفدار GMO در ارتباطات SMC. او نوشت:

SMC خود را یک مرکز توجیهی رسانه ای مستقل برای مسائل علمی می نامد. منتقدان ، استقلال آن را از صنعت GMO زیر سوال می برند - علی رغم اظهارات گروه مبنی بر اینکه هر شرکت خصوصی یا سایر سرمایه گذاران ممکن است فقط تا پنج درصد از درآمد سالانه گروه را اهدا کنند - و هشدار می دهند که این سازمان از آن طرف حوضچه به ایالات متحده هدایت می شود برای ارائه چرخش بیشتر GMO در اینجا.

SMC پیشگام پاسخ بود به مطالعه 2012 که گزارش یافتن تومور در حیوانات آزمایشگاهی تغذیه شده با GMO در یک مطالعه تغذیه طولانی مدت است. این تحقیق به طور گسترده ای در مطبوعات تحقیر شد ، توسط ژورنال اصلی پس گرفته شد و بعداً در مجله دیگری بازنشر شد.

پوشش رسانه ای

مجموعه سه قسمتی روزنامه نگاری کلمبیا ، ژوئن 2013 ، "مراکز رسانه ای علوم و مطبوعات"

  • CJR قسمت 1: "آیا مدل انگلستان به روزنامه نگاران کمک می کند؟"
  • CJR قسمت 2: "عملکرد SMC ها در بحران هسته ای فوکوشیما چگونه بود؟"
  • CJR قسمت 3: "آیا SMC می تواند در ایالات متحده کار کند؟"

طبیعت، توسط Ewen Callaway ، ژوئیه 2013 ، «رسانه های علمی: مرکز توجه ؛ فیونا فاکس و مرکز علوم رسانه ای او مصمم هستند که مطبوعات انگلیس را بهبود بخشند. اکنون این مدل در حال گسترش در سراسر جهان است "

طبیعت، توسط کالین مکیلوین ، "دو کشور بر اساس یک هدف مشترک تقسیم شده اند: برنامه های تکثیر مرکز رسانه علوم انگلیس در ایالات متحده با خطراتی همراه است"

نمایشگاه، توسط استیسی مالکان ، 24 ژوئیه 2017 ، "رویترز در برابر آژانس سرطان سازمان ملل: آیا روابط شرکتی بر پوشش علمی تأثیر می گذارد؟"

SciDevNet، توسط Mićo Tatalović ، مه 2014 ، "مرکز رسانه علوم انگلیس به دلیل فشار دادن علم شرکت ها" بره مرکز

ساعت PR، توسط Rebekah Wilke ، آوریل 2014 ، "Science Media Center Spins Pro-GMO Line"

در مورد گروه مرتبط Sense About Science:

رهگیری، توسط لیزا گروس ، نوامبر 2016 ، "تردید در بذر: چگونه نگهبانان خود منصوب" علم صدا "مقیاس صنعت را برمی دارند."

برگه واقعی USRTKمدیر Sense About Science-USA ، Trevor Butterworth ، علم را برای صنعت می چرخاند

برگه واقعی USRTK: مونسانتو برای حمله به دانشمندان برجسته سرطان به این "شرکا" اعتماد کرد